تاریخ: یکشنبه 26 خرداد 1387 - 02:32 عنوان: مصاحبه با چهار شگفت انگیز...
بعد از این چندتا مصاحبه منم چهار شگفت انگیز رو دعوت کردم...
وقتی چهار شگفت انگیز اومدن زمین داشت می لرزید...
یه دفه در افتاد رو زمین و مردسنگی وارد شد ..
خب دیگه...
آقای شگفت انگیز: mr.fantastic
من:سلام،اگه میشه خودتون رو معرفی کنید.
آ.ش:من رید ریچاردز هستم معروف به آقای شگفت انگیز،رییس تیم چهار نفره ی <4> ایشون هم همسرم سوزان استورم،انهم برادر زنم جانی استورم...
من:چه باحال،پس شما یه خونواده هستید...
آ.ش:آره،تو این دوره و زمونه نمیشه به غریبه اعتماد کرد.
من:پس اون غول سنگیه چیه؟
آ.ش:بن؟اون یه جوراییمثل بچه مونه!!!
من:نازی!!! قدرت شما چیه؟
آ.ش:من استخوان نرم و شل شده
من:راشیتیسم گرفتین؟
آ.ش:نه...می تونم کش بیام،چطوری بگم...مثل...مثل
من:آب دماغ؟
آ.ش:آره ولی خیلی مثال ضایعی بود!
من:چه باحال!میشه یه چشمه بیاین؟(همون موقع یکی از پشت زد پس گردنم،تا برگشتم عقب دیدم "مشعل انسانی"داره سوت می زنه!)
آ.ش:دیدی؟من بودم!دستمو کش آوردم بردم پس کلت
من:خالی بند!کار برادرزنت بود!
آ.ش:ا...باور نمی کنی؟خودت بیا امتحان کن،مفصلای من شیلنگ خم می شن،بیا انگشتم رو فشار بده عقب...
من:باشه،بیا...(چرق)...صدای چی بود؟
آ.ش:هی-...هیچی...پ-...پسر...شکسته بند خوب این طرفا کجاست؟
زن نامریی: invisible woman
من:خودتون رو بیشتر معرفی کنید.
ز.ن:من سوزان استورم،خواهر جانی و همسر آقای ریچاردز هستم.
من:چی شه با ایشون ازدواج کردین؟
ز.ن:من خواستگارهای باکلاس مثل بتمن و سوپرمن زیاد داشتم،اما آقای ریچاردز عین مار پیچید دور دست و پای بابام تا موافقت کرد و منو داد بهش.خدا رو شکر آقای ریچاردز کار فنی هم بلده و راضی هستم.
من:حتما خیلی براش احترام قائلین که آقای ریچاردز صداش می کنید؟
ز.ن:نه.آخه اسم کوچیکش خیلی ناجوره(رید)نمیشه صداش کرد!!!
من: توی گروه شما رئیس کیه؟شما یا همسرتون؟
ز.ن: ما توی گروه اصلا از این حرفا نداریم و همه میدونیم آقای شگفت انگیز برگ چغندره.
من: قدرت شما چیه؟
ز.ن: همون يور که از اسمم معلومه میتونم نامرئی بشم.
من: به چه دردی می خوره؟
ز.ن: خیلی فایده داره،مثلا فرض کن چهارتایی می خوایم بریم سینما،آقای ریچاردز پول 3 تا بلیط رو می ده!!
من: اوهوم،کلاه برداری می کنین!
ز.ن: خیلی بد برداشت کردی!این اسمش صرفه جوئیه.تازه هر وقت بخوام می تونم چین و چروکای صورتم رو محو کنم.این جوری پول کرم و ... رو هم نمی دم!به علاوه می تونم یه سپر نامرئی دور خودم ایجاد کنم که موشک هم ازش رد نمی شه!!!
من: میشه نامرئی بشین؟
ز.ن: (غیب شد) اگه گفتی کجام؟
من:کنار سرویس غذاخوری نقره.
ز.ن: از کجا فهمیدی؟!
من:آخه نمک دونی که کش رفتی غیب نشده!!!
مشعل انسانی: human torch
من: جانی،چرا به تو میگن مشعل انسانی؟
م.ا:آخه می تونم حرارتم رو تا 4000 درجه کلوین بالا ببرم که نزدیک به حرارت خورشیده و تبدیل به گلوله آتیش پرنده بشم!
من:حالا چه فایده ای داره؟
م.ا:چهارشنبه سوری دراز می کشم بچه های گروه از روم می پرن،تازه هیچ وقت زمستونا سردمون نمیشه!!!
من: نمیشه بجاش بخاری گازی بخرین؟
م.ا:زمستون که گاز قطع شد بهت می گم!!!
من:جنس لباس شما از چیه که وقتی آتیش میگیری نمی سوزه؟
م.ا:لباس رو ریچاردز اختراع کرده،یه ماده ی مخصوصه که همراه خود ما تغییر میکنه،یاد گرفتنش برای شما زوده!
من:حالا شما اسمش رو بگو؟
م.ا:چیزه...سولفات...نه...زیر کونیوم.
من:خالی نبند!اون که برای تهیه کیک زرد در نیروگاه هسته ای در جهت سر بلندی و آسایش این ملت شریف به کار می زه!
م.ن:ا،شما تلویزیون زیاد می بینی؟ حالا بی خیال....می خوای نشونت بدم چطوری آتیش میگیرم؟
من:دمت گرم فقط بپا خونه آتیش نگیره!
م.ا:هم م م م(اینجا مشعل انسانی چنان فشاری به خودش آورد که رنگش قرمز و بنفش شد!!)
من: آقا بی خیال!یه وقت کار ناجور نکنی!
م.ا:هم م م...نترس من همیشه یه پوشک اضطراری زیر شلوارم می بندم!هم م م م!
(بعد از دو دقیقه زور زدن یه شعله فندک از سوراخ دماغش زد بیرون!)
من:شعله خورشید اینه؟بیشتر شبیه دماغ سوختست!!!
چیز: the thing
من: اسم اصلیه شما بن گریمه درسته؟
بن:آره،بنجامین گریم،خلبان هستم
من:لقبتون توی گروه چیه؟
بن:چیز...
من:چی؟
بن؟چیز...چیز!
من:یادت نمی آد؟خجالت می کشی بگی؟
بن:نه بابا،چیز!به من میگن چیز یا thing
من: آخه اینم شد اسم؟ چرا چیز؟
بن:قرار بود اسمم رو بذارن آزالیا اما اداره ثبت احوال مخالفت کرد برای همین توی شناسنامه نوشتن چیز! من: آخی!فکر نمی کنین در حق شما ظلم شده؟!
بن:اصلا این حرفا نیست!....ما یه تیم همدل و هم صدا هستیم و من کاملا از وضعم راضین!
من:جنس تن شما از چیه؟
بن: یه جور تخته سنگ نارنجی!
من: چرا نمای بیرون رو آجر سه سانتی نکردی؟خیلی شیک تره ها!!
بن: پسر جون من شخصیت دارم،از این خونه بساز بفروشی ها نیستم که!
من: معروف ترین دشمنای گروه شما کیا هستن؟
بن: دکتر دوم،که اونهم با ما تحت تاثیر اشعه ی کیهانی قرار گرفت و حالا میتونه برق با ولتاژ بالا تولید کنه.غیر از اون رئیس باشگاه صنعت نفت هم هست که برای تیم ما پرونده درست کرده!
من:اون سه تا عضو دیگه ی تیم که با هم فامیلن قدرت هی مخصوص پیدا کردن فقط تو عین دیو بدترکیب شدی.جدی فکر نمی کنی داره حق خوزی می شه؟!؟
بن:ببین، الان نمی تونم حرف بزنم،بمون سهمم رو از فروش فیلم بگیرم،بعد همه چیز رو درباره ی این سه تا پست فطرت رذل افشا می کنم!!!
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید