مهتاب كرامتي 35 ساله در حالي كه 28 سال داشت اولين بار با سريال تلويزيوني مردان آنجلس كه مروري بر داستان تاريخي اصحاب كهف بود جلوي دوربين ظاهر شد.
او در همان بازي اول مورد توجه قرار گرفت. بعد از آن بود كه از اين جعبهء جادو پا را فراتر گذاشت و وارد عرصهء سينما شد. منتقدان او را به نوعي سانتيمانتاليزم متهم ميكردند، اما كرامتي اين روزها با چهرهاي متفاوت شناخته ميشود. او به خاطر فعاليت و تلاشي كه در چند سال گذشته براي حمايت و همياري با كودكان داشته به عنوان سفير حسن نيت يونيسف انتخاب شده تا بتواند اين تلاشها را سامان دهد و قدمهايش را با حمايت آن سازمان محكمتر بردارد. اين حادثهء كوچكي براي ما نيست. حالا كرامتي سفير حسننيت يونيسف شده تا با استفاده از نام و شهرتش توجه جهاني را به خود جلب كند و اين فرصت را براي بهبود وضعيت كودكان به كار بگيرد. كريستين سالازار فولكمن نمايندهء يونيسف در ايران است. وقتي از وي راجع به كرامتي ميپرسيم ميگويد: ?او با تعهدي مشتاقانه ايمان به كارش را ثابت كرده و ما از اينكه كرامتي را به عنوان جديدترين سفير يونيسف معرفي ميكنيم، خرسنديم.?
مهتاب بعد از امضاي قراردادش با يونيسف پيشنهاد سفري به لبنان را داد تا جزو كساني باشد كه حرفهايي راجع به كودكان جنگ دارند.
به هر حال او بيآنكه نفع مادي از اين همكاري ببرد به قول خودش بيشتر به آسمان آبي بچهها فكر ميكند و عطوفت دريغ شده از آنها.
در دو سال گذشته ما مهتاب كرامتي را متفاوت با چهرهء هنرياش ديديم. بچهها، مبارزه با ايدز، آموزش كودكان و همياري دختران در بم. چه موضوعي باعث اين تغيير شد؟
من فكر ميكنم هميشه خداوند در زندگيام قدمهاي بعدي مرا مهيا كرده و اتفاقهاي خوبي را در پيش پاي من گذارده كه مسير زندگيام را تغيير ميدهد. البته اين به اين معنا نيست كه من گذشته و كارهاي ديگرم را رها ميكنم بلكه شايد بشود آنها را جمعبندي كرد و به يك نتيجهء مناسب براي شيوهء زندگي رسيد. زماني كه من رشتهء ميكروبيولوژي ميخواندم يكي از بحثهاي مورد توجه من ويروسشناسي بود. هميشه براي من در مورد ايدز يك علامت سوال بزرگ توام با ترس و نگراني وجود داشت. خوب خبرهايي ميشنيديم در مورد درمان ايدز اما اتفاق قطعي نبود. به مرور زمان احساس كردم كشورمان بيشتر از گذشته با اين مساله درگير شده است. از طرفي هم مطلع شدم يونيسف طي يك برنامهء پنج ساله در ايران قصد آموزش براي كودكان و نوجوانان را در اين زمينه دارد. اين موقعيت بهترين فرصت بود چون احساس كردم آگاه سازي كودكان و نوجوانان درآينده ميتواند مثبت باشد.
اين احساس دقيقائ باعث چه خدماتي به مردم شد؟
يونيسف برنامهريزيهايي پنجساله دارد. در طول برنامهاي كه براي ايران تدارك ديده شده ميخواهد آموزشهايي را در مورد ايدز براي كودكان و نوجوانان مناطق مرزي، محروم و يا احيانائ آسيب ديده از بلاياي طبيعي بگذارد. چون اين مناطق به دليل مشكلاتي كه مردم با آن دست به گريبان هستند، آمادگي بيشتري براي آلودگي به مواد مخدر و در نتيجه بيماري ايدز دارند. پس من هم در يك برنامهء درازمدت در كنار اين سازمان خواهم بود. قدم اول را در باشگاه آرارات با برگزاري يك جشن با حضور هنرمندان برداشتيم كه ورزشكاران و هنرمندان مطرحي در آن شركت كردند و از آن استقبال خوبي شد. بچههاي مدارس دعوت شدند و ارتباط مناسبي هم برقرار شد. بعد از آن با فيلمهاي كوتاه در مورد ايدز يك جشنواره برگزار كرديم كه در نوع خودش منحصر به فرد بود و درحركت بعدي سفر به بم را داشتيم. در اين سفر هم به دختران جوان راههاي گسترش بيماري ايدز و نحوهء جلوگيري از آن را گفتيم. جالب اينكه موضوع از استقبال خوبي هم برخوردار شد.
حالا كه اسم شما در كنار ديگر سفراي مطرح يونيسف ميآيد چه احساسي داريد؟
افتخار! توام باكمي ترس، چون اين موضوع بار مسووليتم را بيشتر ميكند.
براي چه به لبنان ميرويد؟
يونيسف به دنبال كشورهايي است كه در بحران به كمكهاي بيشتري نياز دارد. ما بررسي كرديم و ديديم با توجه به جنگ لبنان و شرايط بدي كه براي بچههاي لبناني بهوجود آمده، الان بهترين موقع براي همراهي آنهاست.
در خيلي از صحبتها اشاره به ?عطوفت دريغ شده? از كودكان كرديد. فكر ميكنيد چرا اين عطوفت دريغ شده است؟
در ايران ما، با اينكه مردم مهربانند اما در خيلي از مناطق كودكان مورد ظلم قرار ميگيرند. بچههاي كار يا آنهايي كه مورد آزار جنسي قرار دارند از اين دسته هستند. چه دختر يا پسر و اين تكان دهنده است. خب ما چه كاري مي توانيم انجام بدهيم تا اين عطوفت دريغ شدهء دنياي بزرگترها به آنها برسد؟ حرف من اين است.
بدترين كاري كه بشر تا بهحال انجام داده است؟
جنگ.
چه حرفي براي بچههاي لبناني داريد؟
ميدانم كه آنها با مشكلات زيادي دست به گريبانند. ميروم تا ببينم و به ديگران هم بگويم. من براي بچهاي كه پدر و مادرش را از دست داده واقعائ نمي توانم كاري انجام دهم تا اين غم را از خاطر ببرد، اما حداقل ميتوانم به او بگويم كه تنها نيست. من ميخواهم بگويم: ?بياييد دستهايمان را به يكديگر بدهيم تا بتوانيم كارهاي بزرگي انجام دهيم.?
حرف آخر...
مهتاب كرامتي دارد ادعا ميكند كه براي بچهها ميخواهد كارهايي بكند. اميدوارم بتوانم ثابت كنم كه اين فقط يك سمت نبوده و شرمندهء آنها نباشم. _________________ "برای نزدیکتر و نزدیکتر شدن به خداوند،
باید از "من" و "مال من" هرچه دورتر و دورتر بشوی"
مهرباباجی
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید